دوشنبه ششم مهر 1388
تائيد آلودگي برنج وارداتي توسط هند باعث شرمئدگي وزارت بهداشت و...!!!
اينجانب روز پنجشنبه هفته گذشته توسط يكي از اساتيد علوم خاك دانشگاه علوم كشاورزي ساري مطلع شدم كه در منطقه پنجاب هند كليه محصولات كشاورزي توليد شده از آلودگي بالاي حد استاندارد مقادير سرب و آرسنيك برخوردارند و اين مقادير بالا از نظر بهداشتي مصرف اينگونه محصولات براي انسان و بسياري از حيوانات را مضر و خطرناك مي نمايند. ظاهراً عبور آب رودخانه مربوطه از مناطق با سرب و آرسنيك بالا و آبياري محصولات كشاورزي با اين آب چنين مسئله اي را ايجاد مي كند. حال چرا وزير محترم بهداشت با اصرار و استاندار تهران با ترديد سعي در بيان خطرناك نبودن برنج هاي هندي دارند حتماًدليلي دارد.
ادامه مطلب
شنبه بیست و هشتم دی 1387
مقالات مرتبط با بيوتكنولوژي و نانوتكنولوژي
جديدترين اخبار محصولات بيوتكنولوژي منتشر شد
کاشفان GFP برندگان نوبل شیمی 2008
برگزاری مجمع عمومی عادی انجمن بیوتکنولوژی ایران
جهت گيري هاي آينده در پژوهش استان
بهبود سريع گياهان زراعی با استفاده از روش کشت بافت
وضعيت آموزش بيوتکنولوژي کشاورزي در دانشگاه تهران از زبان مدير گروه
نگاهي به پتانسيل اقتصادي بيوتكنولوژي دريايي
نکاتي در خصوص اهميت و نحوة مديريت کلان توسعه بيوتكنولوژي در کشور
موانع موجود بر سر راه توسعة علم و تکنولوژي درکشور( ديدگاه دکتر ديناروند)
مزاياي برخي شهرستانها براي ايجاد صنايع بيوتکنولوژي
گزارش پروژة توليد SCP در پژوهشکدة مهندسي جهاد کشاورزي
كاربرد بيوتكنولوژي در بخش جنگل
توانمنديها و کاربردهاي بيوتکنولوژي دام در کشور(ديدگاه دکتر نجاتي)
تعريف زيستفناوري (بيوتكنولوژي) و كاربردهاي آن
ابعاد اقتصادي توليد بذر تراريخته در جهان و نتيجهگيري براي کشور
آيا بيونانوتکنولوژي با نانوبيوتکنولوژي متفاوت است؟
بيو تكنولوژي و لزوم مديريت پايدار در امر پژوهش
پشت پرده نظرسنجي ها و آمار و ارقام مربوط به پذيرش عمومي بيوتکنولوژي
تحقيقات در کشور اولويتبندي نشده و محققمحور است
معرفي اجمالي حوزههاي بيوتکنولوژي =مقدمه
معرفي اجمالي حوزههاي بيوتکنولوژي =1
معرفي اجمالي حوزههاي بيوتکنولوژي=2
معرفي اجمالي حوزه های بيوتکنولوژي=3
معرفي اجمالي حوزههاي بيوتکنولوژي=4
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور بخش بيوتكنولوژي=00شروع
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=01
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=02
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=03
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=1
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=2
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=3
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=4
دبيرخانه شوراي پژوهشهاي علمي كشور / بخش بيوتكنولوژي=5
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 1
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 2
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 3
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 4
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 5
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 6
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 7
پتانسيل بيوتکنولوژي در افزايش بهرهوري از گياهان دارويي=قسمت 8
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت شروع
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت 01
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت 02
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت 1
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت 2
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت 3
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت 4
ارائه آمار و ارقام تحليلي از توليد گياهان زراعي تراريخته در جهان=قسمت آخر
2-2- موانع داخلی برای دورگ گیری
2-1- موانع خارجی برای دورگ گیری
شنبه بیست و هشتم دی 1387
جديدترين اخبار محصولات بيوتكنولوژي منتشر شد
|
05/12/83 | |
|
جديدترين اخبار مربوط به گياهان زراعي تراريخته توسط موسسه TSAAA كه داراي جديدترين اطلاعات مربوط به محصولات بيوتكنولوژي سال ۲۰۰۴ است، منتشر شد. در اين اخبار آمده كه سال ،۲۰۰۴سال ما قبل آخر از اولين دهه عمر تجاري محصولات تراريخته و به عبارتي محصولات بيوتكنولوژي است. در سال ۲۰۰۴براي نهمين سال متوالي سرعت رشد اين محصولات افزايش قابل ملاحظهاي داشته و از ۱۵درصد در سال ۲۰۰۳به ۲۰درصد در سال ۲۰۰۴رسيده است. بر اساس آخرين ارزيابيهاي انجام شده سطح زير كشت محصولات تراريخته از ۶۷/۷ميليون هكتار در سال ۲۰۰۳به ۸۱ميليون هكتار در سال ۲۰۰۴رسيده است. اين افزايش سطح زير كشت در ۱۷كشور جهان و شامل اشتغال ۸/۲۵ميليون كشاورز ( در مقايسه با ۱۸كشور و ۷ميليون كشاورز در سال (۲۰۰۳ميباشد. نكته قابل توجه اين كه ۹۰درصد اين افزايش بهره برداري مربوط به كشاورزان فقير كشورهاي توسعه يافته است كه از طريق كشت محصولات تراريخته در آمد خود را افزايش داده و گامي براي كاهش فقر برداشته اند. در سال ،۲۰۰۴چهارده كشور شامل ۹كشور توسعه يافته و ۵كشور صنعتي، عمدهترين توليدكنندگان محصولات تراريخته (با سطح زير كشت بيش از ۵۰هزار هكتار) بوده اند. عمدهترين كشورهاي توليدكننده محصولات تراريخته به ترتيب شامل آمريكا ۴۷/۶ميليون هكتار( ۵۹درصد از كل مساحت)، آرژانتين ۱۶/۲ميليون هكتار (۲۰ درصد از كل مساحت)، كانادا ۵/۴ميليون هكتار( ۶درصد)، برزيل ۵ميليون هكتار( ۶درصد)، چين ۳/۷ميليون هكتار ( ۵درصد از كل مساحت)، پاراگوئه ۱/۲ميليون هكتار (۲درصد از كل مساحت)، هند ۵دهم ميليون هكتار (۱درصد)، استراليا ۲دهم ميليون هكتار، روماني ۱دهم ميليون هكتار، مكزيك ۱دهم ميليون هكتار، اسپانيا ۱دهم ميليون هكتار و فيليپين نيز ۱دهم ميليون هكتار است. در سال ۲۰۰۴حدود ۵درصد از ۱/۵ميليارد هكتار اراضي كشاورزي جهان به كشت محصولات تراريخته اختصاص داشته است. چهار محصول مهم تراريخته سويا با ۴۸/۴ميليون هكتار( ۶۰درصد از ارضي زير كشت محصولات تراريخته)، ذرت با ۱۹/۳ميليون هكتار (۲۳درصد)، پنبه با ۹ ميليون هكتار (۱۱درصد) و كلزا با ۴/۳ميليون هكتار (۶درصد) ميباشند. همچنين از سال ۱۹۹۶تا ،۲۰۰۴صفت مقاومت به علف كش در كنار صفت مقاومت به آفات همواره به عنوان صفات غالب در محصولات تراريخته بودهاند. در سال ۲۰۰۴صفت مقاومت به علف كش در سويا، ذرت، كلزا و پنبه گسترش يافت به طوري كه در اين سال حدود ۵۸/۶ميليون هكتار يا ۷۲درصد از كل ۸۱ ميليون هكتار اراضي زير كشت محصولات تراريخته به صفت مقاومت به علف كش اختصاص داشته است. پس از آن محصولات B.tبا اختصاص ۱۵/۶ميليون هكتار يا ۱۹درصد از كل اراضي در رده دوم قرار دارند، گياهان داراي هر دو صفت مقاومت به علف كش و مقاومت به آفات و به ويژه دو گياه پنبه و ذرت در رده سوم قرار دارند. مقايسه سطح زير كشت محصولات تراريخته و غير تراريخته (معمولي) نشان مي دهد كه در سال ۲۰۰۴ميلادي، ۸۶ميليون هكتار از اراضي كشاورزي جهان زير كشت سويا بودهاست كه از اين ميزان ۵۶درصد آن را سوياي تراريخته تشكيل مي دهد. همچنين از مجموع ۳۲ميليون هكتار از اراضي پنبه جهان، ۲۸درصد آن تراريخته بوده كه نسبت به سال ۷ ،۲۰۰۳درصد افزايش داشته است. در مورد كلزا ۱۹درصد از مجموع ۲۳ميليون هكتار اراضي زير كشت كلزاي جهان تراريخته بوده و در نهايت از ۱۴۰ميليون هكتار از اراضي ذرت دنيا، حدود ۱۹/۳ميليون هكتار يا ۱۴درصد آن تراريخته بوده است كه نسبت به سال ،۲۰۰۳حدود ۳/۸ميليون هكتار (۳درصد) افزايش داشته است. به طور كلي از مجموع ۲۸۴ميليون هكتار از اراضي زير كشت چهار محصول سويا، كلزا و ذرت، حدود ۳۰درصد آن تراريخته بوده است در حالي كه اين رقم در سال ۲۵ ،۲۰۰۳درصد بود. ارزش بازار جهاني محصولات تراريخته در سال ۲۰۰۴ميلادي، ۴/۷ميليارد دلار بوده است. بر اساس پيش بينيهاي دولت چين، تا سال ،۲۰۱۰حدود ۵ميليارد دلار از محل توليد محصولات تراريخته عايد اين كشور خواهد شد كه يك ميليارد دلار از محل توليد پنبه B.tو ۴ميليارد دلار ديگر از محل توليد برنج B.tكه در آينده نزديك به بازار عرضه ميشود خواهد بود. | |
شنبه بیست و هشتم دی 1387
کاشفان GFP برندگان نوبل شیمی 2008
|
جایزه نوبل شیمی امسال مشترکا نصیب سه دانشمند شده است - دو پژوهشگر آمریکایی و یک ژاپنی.
کمیته نوبل این جایزه را به آنها به خاطر کشف پروتئین فلورسنت سبز، موسوم به جی اف پی که از یک جانور دریایی به دست می آید، و همچنین مطالعاتی که در این زمینه کرده اند اعطا کرده است. جی اف پی اولین بار در "چتر دریایی" (Jellyfish)، دیده شد. این پژوهشگران توانسته اند مکانیزمی ژنتیکی که باعث می شود جانوران دریایی روشنایی ساطع کنند، را کشف کنند. کمیته نوبل گفته است که این پروتئین به ابزاری مهم در علوم زیستی تبدیل شده است. امروزه دانشمندان زیادی از پروتئین GFP برای رهگیری سیستم های مختلف زیستی استفاده می کنند. به طور مثال علائمی که از خود نور ساطع می کنند این فرصت را برای دانشمندان فراهم می کنند که بتوانند نحوه رشد سلول های مغز یا نحوه گسترش سلول های سرطانی را مشاهده کنند. گفتنی است، جایزه نوبل از سال 1901 به کسانی اهداء شده است که در هر یک از رشته های فیزیک، شیمی، فیزیولوژی یا پزشکی، ادبیات، اقتصاد و صلح دستاوردی داشته اند. جایزه نوبل از سوی موسسه ای به همین نام اهداء می شود که مقر آن در شهر استکهلم سوئد است و ارزش آن برابر یک میلیون و چهارصد هزار دلار است. به برندگان همچنین دیپلم افتخار و یک مدال داده می شود. |
|
|
|
شنبه بیست و هشتم دی 1387
برگزاری مجمع عمومی عادی انجمن بیوتکنولوژی ایران
|
دومین جلسه مجمع عمومی عادی سالیانه انجمن بیوتکنولوژی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ چهارشنبه 29/8/1387 در انستیتو پاستور ایران، تالار شهید مدرس از ساعت ۱۵:۳۰ الی 19 برگزار میگردد.
دستور جلسه مجمع عمومی عادی سالیانه به شرح ذیل می باشد: 1. گزارش فعالیتهای هیئت مدیره و گروههای تخصصی انجمن. 2. گزارش مالی انجمن. 3. هم اندیشی پیرامون لایحه ایمنی زیستی و مباحث مطروحه در مجلس شورای اسلامی.
لازم به ذکر است به دلیل اهمیت موضوع لایحه ایمنیزیستی حضور اعضای انجمن در این مجمع مورد تاکید میباشد. لذا خواهشمند است با شرکت فعال خود در این جلسه به تعمیق بحث در مورد لایحه مزبور کمک نمائید. این لایحه قطعأ وضعیت بیوتکنولوژی کشور در چند دهه آینده را تحت تاثیر قرار میدهد.
|
شنبه بیست و هشتم دی 1387
ساعت ژنتیکی ساخته شد
دانشمندان سوئیسی موفق به تولید مدارهایی ژنتیکی برای ساخت ساعتی مصنوعی شده اند.
به گزارش مهر، دانشمندان انستیتو فناوری بازل سوئیس با استفاده از فرایند پیچیده ای برای اتصال ژنها با یکدیگر موفق به ارائه مجموعه مداراتی شده اند که نمونه آن در طبیعت ساخته نمی شود.
به گفته دانشمندان این فرایند مستلزم مکانیسمی همانند سیم کشی و اتصالات مداری میان ژنها با یکدیگر برای ایجاد مجموعه مدارهایی خاص است که صورت طبیعی آن در طبیعت ساخته نمی شود.
به اعتقاد محققان این کشف جدید می تواند در آینده نزدیک امکان ارائه زمان سنج های سلولی مصنوعی را برای دانشمندان فراهم کند که در مکانیسم رهاسازی داروها طی شلیک های زماندار نقش بسیار مهمی دارند.
دانشمندان معتقدند دستاورد مهم دیگر این پژوهش، درک وسیعتری از اوسیلاتورها یا مکانیسمهای نواسان ساز را درپی خواهد داشت که کارکردهای بدنی نظیر چرخه خواب و بیداری انسان را کنترل می کنند.
به گفته دانشمندان این نوسانگر مصنوعی که همانند نوع طبیعی آن ولی مرکب از مواد متشکله مصنوعی است، می تواند تولید پروتئین فلورسنتی را در سلول تخمدان یک موش همستر روشن و خاموش کند.
یکشنبه بیستم آذر 1384
جهت گيري هاي آينده در پژوهش استان
بسمه تعالي
جهت گيري هاي آينده در پژوهش استان
غلامعلي رنجبر
عضو هيات علمي مجتمع آموزش عالي علوم كشاورزي و منابع طبيعي ساري
شايد بتوان تعابير زيادي را براي چگونگي استفاده از هفته پژوهش به كار برد. اما به نظر مي رسد بازنگري آنچه كه انجام شد و جهت گيري در آنچه كه بايد در آينده انجام شود مهمترين و راهبردي ترين وجه از وجوه متعدد آن محسوب شود. اينكه نقطه ضعف اصلي پژوهش استان در كجا نهفته است، اينكه بيان برخي از حقايق با طبيعت اخلاقي و خلق و خوي مديريتي استان سازگاري دارد، اينكه نوشتن و عمومي كردن برخي از مسائل درون دستگاهي يا بين دستگاهي به صلاح است مسائلي نيستند كه مانع از بررسي و توصيه براي جهت گيري هاي آينده و اصلاح وضعيت بشوند. آيا پروژه هاي كاربردي بايد اولويت داشته باشند و از پروژه هاي بنيادين بايد غفلت شود. آيا اساساً با امكانات موجود مي توان توقع داشت كه پروژه بنيادين در استان انجام گيرد؟ آيا واقعاً مشكل پژوهش در استان در كاربردي نبودن تعدادي از پروژه ها است؟ آيا دوستاني كه بر طبل اين شعار مي كوبند در موضع تصميم گيري براي توزيع اعتبارات تحقيقاتي به اين امر توجه مي نمايند؟ اينها از مسائلي هستند كه پاسخ صحيح به آنها مي تواند ايجاد جهت گيري و در نتيجه برنامه ريزي خاصي را براي ادامه پژوهش در استان به دنبال داشته باشد.
در روز افتتاحيه هفته پژوهش سرپرست محترم استانداري اين سؤال را مطرح كردند كه آيا به نظر شما نان شب واجب تر است يا انجام پژوهش؟ ايشان تلويحاً مي خواستند اين امر را در پاسخ به شعار "بدون پژوهش تصميم گيري نكنيم" القاء نمايند كه پژوهش حتي از نان شب هم واجب تر است. ليكن به نظر مي رسد پاسخ به سؤال ايشان نياز به يك تحليل جامع داشته باشد و نبايد از كنار آن به سادگي گذشت. اگر بپذيريم كه انجام تحقيق و پژوهش براي تامين نان شب آنهم نه براي يك فرد يا يك خانواده بلكه براي يك كشور و گاهي براي كل جامعه جهاني است، آنگاه مي توان پذيرفت كه اولويت انجام پژوهش امري تابع احساسات جهت جلب و جذب دلسوزي مسئولان نيست.
اگر پذيرفتيم پژوهش نسبت به تامين نان شب جامعه اولويت دارد، ديگر هيچ مديري در موضع تصميم گيري نبايد به خود جرات بدهد كه اعتبارات تحقيقاتي را به مصرف غير از امور پژوهشي برساند. استفاده از اعتبارات تحقيقاتي براي رفع گير و گورهاي اداري و تامين بخشي از پرداخت هاي جاري يكي از بزرگترين ظلمهايي است كه امروزه در همة دستگاهها حتي در دانشگاهها شاهد آن هستيم. اگر مديران محترم استان پذيرفتند كه انجام پژوهش از اولويت برخوردار است بايد يك بازنگري در اعتبارات قليل اختصاص يافته براي تحقيقات بنمايند و نحوة مصرف آن را مورد بررسي قرار دهند كه اين اعتبارات را به چه زخمهايي مي زنند. آيا قابل باور كردن است كه مجتمع آموزش عالي علوم كشاورزي و منابع طبيعي ساري با بيش از يكصد عضو هيات علمي و بالاترين سهم از اعتبارات پژوهشي در سطح دانشگاه فقط چيزي در حدود 16 الي 17 ميليون تومان در سال 1384 اعتبار تحقيقاتي داشت باشد (منظور از اين اعتبار، اعتباري است كه صرفاً براي اجراي طرح هاي تحقيقاتي به مصرف مي رسد). آيا باور كردني است كه به دليل يا به بهانه كمبود اعتبارات و مصرف اعتبارات تحقيقاتي در امور ديگر براي سال 1385 هيچ طرح تحقيقاتي مورد تصويب قرار نگيرد. از وضع ما در زمينه تخصيص اعتبارات ديگر نبايد چيزي گفته شود كه از مرز افتضاح هم گذشته است.
مسئلة ديگري كه در رابطه با سؤال طرح شده مطرح است اين است كه اصل انجام پژوهش براي تامين و تضمين سلامت توليدات است. انجام پژوهش براي از بين بردن بن بست هاي علمي و فني جهت دستيابي به روش هاي نوين و فناوري هاي جديد جهت توليد كيفي تر، فراوان تر، سالم تر و ارزان تر است. دست اندركاران و برنامه ريزان و سياستگذاران بايد توجه داشته باشند كه براي كاهش بسياري از هزينه هاي ادارة جامعه از جمله هزينه هاي فوق العاده سنگين پزشكي، درماني و دارويي در دجة اول آحاد جامعه را بايد از غذاي كيفي به مقدار كافي متمتع ساخت و اين امر تنها از طريق انجام پژوهش هاي كاربردي و بنيادين ساخته است. پژوهش ابزاري است كه انسان را از يك فرد با تفكر ساده، ابتدايي و تعليم نيافته به يك انسان كارآمد، توانمند، بهره ور و حتي داراي قدرت ريسك بالا در رشته كاري خود تبديل نمايد. اساساً اگر خواهان تحول در امور مختلف اعم از توليدات كشاورزي، صنعتي و يا ارائه خدمات هستيم، بايد توجه داشته باشيم كه تنها بر مبناي پژوهش قادر به حصول اطمينان از دستيابي به يك نتيجه منطقي و صحيح خواهيم بود و بقيه موارد قطعاً نتايجي خام و ترديد برانگيز را در بر خواهند داشت.
در ميان همه نواع تحقيقات در پهنه علوم انساني، علوم اجتماعي، پزشكي، بهداشتي، صنعتي و علوم طبيعي و نظري، پژوهش در علوم كشاورزي و منابع طبيعي علاوه بر اينكه از گستردگي شايان توجهي برخوردار است، پايه و اساس توليد علم در ساير علوم نيز محسوب مي شود. آيا كسي مي تواند منكر تاثير داروين، مندل، لينه، واتسون، ... در توليد علوم مختلف بشود. چه كسي ترديد دارد كه حتي در علم دارو سازي علاوه بر اينكه پژوهش هاي انجام شده در زمينه بيوتكنولوژي (زيست فناوري) كشاورزي بر روي گياهان دارويي با غلظت بالاي مواد مؤثرة دارويي در آنها هم به لحاظ جنبه هاي دارويي و استحصال مقرون به صرفه آن مواد و هم به لحاظ اقتصادي بر روي آن تاثير گذار بوده است. بنابراين منطقاً به اين نتيجه خواهيم رسيد كه هنوز سرمايه گذاري بر روي پژوهش در علوم كشاورزي امري ضروري و داراي اولويت است. از آنجا كه كشاورزي و فعاليت هاي جنبي وابسته به آن مبناي درآمد و زندگي بسياري از ساكنان آن است، اولويت اساسي اين استان، نه به عنوان يك خواسته بلكه به عنوان يك وظيفه براي مديران و تصميم گيرندگان، بايد به تحقيقات كشاورزي داده شود.
در همين رابطه پرداختن به تحقيق بر روی موضوع اصلی تحقيق يعنی مثلاً گياه يا حيوان اساس است. متاسفانه در بسياری از موارد در کشور تب تحقيقات بر مبنای آمار غير پارامتری و به صورت ميدانی و پرسشگری رواج يافته و اعتبارات بسيار بالايی برای آن صرف می شود، در حاليکه جمع بندی اطلاعات انسان ها وظيفه هر محققی است که در رابطه با موضوع اصلی تحقيق فعاليت می نمايد.
اصلاح ساختار تخصيص اعتبارات پژوهشی هم در کشور و هم در استان ضروری است. استفاده از متوسط نظرات انديشمندان هر رشته کاری در صورتی خوب و مطلوب است که در درجه اول انديشمند فرصت انجام تحقيق کافی و مفيد برای به دست آوردن نتايج لازم و قابل قبول را داشته باشد و امکانات و اعتبارات کافی برای انجام اين تحقيق فراهم شده باشد. پاسخ های معمول و مديريتی توام با توجيه حضور اعضاء هيات علمی در تصميم گيری برای اين امر هم نمی تواند قانع کننده باشد و هيچ مسئله ای نمی تواند پاسخگوی عدم تجهيز آزمايشگاههای تحقيقاتی، گسترش احداث و تجهيز پژوهشکده ها و توسعه شهرک های تحقيقاتی باشد. راستی استان تاکنون در اين زمينه ها چه اقدامات مثمر ثمری داشته است؟
نحوه ورود به اين موضوعات خود بحث مفصلی را طلب می نمايد. در انتها فقط بايد گفته شود که واقعاً بايد از محوريت دانشگاه و اعضاء هيات علمی آن استفاده عملی در امر تحقيق و پژوهش به عمل آيد و دستگاههای مرتبط استانی بايد به استفاده از آنها و دخالت دادن اعضاء هيات علمی در تحقيقات مورد نياز خود مجبور شوند. توصيه ها بدون الزام قانونی و پيگيريهای لازم برای اجرايی ساحتن آن هرگز جنبة عملی به خود نخواهد گرفت.
جمعه بیست و دوم مهر 1384
كشاورزي و تكنولوژي هاي جديد
توضيح: اين مطلب از سايت عدلروم اقتباس شد و مقاله آن را دوست عزيزم آقاي محمود زارع به رشته تحرير در آوردند كه بنده با همه مخاطراتي را كه براي محصولات تغيير يافته بيوتكنولوژي ذكر فرمودند موافق نيستم و اين علم را براي رفع فقر غذايي جهان بسيار ضروري و حياتي مي دانم و سرمايه گذاري براي توليد محصولات بيوتكنولوژي علي الخصوص در توليد برنج، گندم، ذرت، پنبه، كلزا، سويا، و بسياري ديگر از محصولات كشاورزي براي كشورمان كاملاً ضروري مي دانم.
كشاورزي و تكنولوژي هاي جديد
mahmoodzare می نویسد "تكنولوژي زيستي( بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك) دانش تقريبا نويني است كه اولين ره آوردهاي آن ، با بيم و اميدهائي در مجامع مختلف ، همراه بوده و ميباشد. البته اين وضعيت ( بيم و اميد، ترديد ، مقاومت و...) براي هر پديده نو و تازه اي ، در اكثر حوزه هاي معرفت بشري و بويژه معارف غير تجربي، وجود داشته است باسمه تعالي كشاورزي ؛ مسئله دارترين بخش در رابطه با فناوريهاي نوين اشاره: لطفا اين مقاله را با ملاحظات ذيل مطالعه فرماييد:
1- تمام تلاش اينجانب براصل « توصيف » استوار ميباشد ، لذا ضرورتا براي مخاطبين محترم نميتواند مبنائي براي « تكليف » قرار گيرد. يعني از اين توصيف ، منطقا و بلحاظ علمي ، نبايد و اصولا نميتوان چنان تكليفي را ، دال بر موافقت يا مخالفت با اصل آن ، استخراج كرد. براي تعيين تكليف ، بايد به اهلش مراجعه كرد و اهل هر علمي ، عالم عامل و واقعي آن علم ميباشد . و البته اين روايت از معصوم (ع) را تاكيدا تكرار ميكنم كه « هر علمي نزد غير اهلش ضايع است »!!
2- انگيزه اصلي اينجانب ، صرفا اطلاع رساني بوده و از هر گونه داوري پيرامون مسئله خودداري مينمايم. لذا چنانچه در هر كجاي اين گزارش قضاوتي را از سوي صاحب اين قلم ملاحظه نموده ايد ، يا در برداشت اشتباه ميكنيد و يا در صورت صحت ، آنرا كان لم يكن تلقي فرماييد . چرا كه ارزش اقدامات علمي و تحقيقي ، بخصوص براي ما مسلمانان ، بايد از چنان جايگاه مقدسي برخوردار باشد كه اينگونه حساسيتها و دغدغه هاي ارزشي را نسبت به آن ، بر خود فرض بدانيم و هم در اين راستا به شخصيت عالمان پژوهشگرو صاحبان خرد و انديشه ، ارجي در خور آنان نهاده باشيم و وجودشان را گرامي بداريم . در غير اينصورت و خداي ناكرده ، چنانچه در جامعه اي ، شاهين هاي فكر و انديشه ، محترم و گرامي داشته نشوند، بايد ميدانهاي خودنمائي را به زاغ و زغن هاي هفت خط فرصت طلب واگذار نمود كه ما به لحاظ تاريخي از اين نخبه كشي ها ، همچنان در رنجيم و بدهكاربه آتيه و شرمسار از نسلهاي آينده !!!
3- شايد و قطعا، بهتر بود كه خود متخصصين در اين حوزه ، حساسيت لازم را براي اطلاع رساني مناسب به مردم ، بخرج ميداده تا افرادي چون صاحب اين قلم ! جاي گله و شكوه از اين جامعه شريف ، همچنان باقيست كه در اين باره قصور ميورزند. البته توجيهاتي نيز مطرح ميشود دال بر اينكه نميتوان اين مسائل تخصصي در سطح بالا را براي مردم بخوبي تبيين كردو... اما بهتر است اين بدبيني جوامع خاص به جوامع عام ، تا حدودي تلطيف شود و در واقع اين هنرمندي را از خود نشان دهند كه تاريكي را روشن ، پيچيده را ساده و زبان خاص را بزبان عام تبديل كنند. بويژه آنجائي كه بايستي براي اثر بخشي نتايج تحقيقات ، دست بدامن همين عامه شد و باز علي الخصوص كه ضرورت دارد براي اقناع مخالفين بي غرض و بستن افواه معاندين مغرض در بعضي از علوم راهكاري را عامل شد. يعني وقتي ميتوان يك پروسه و چرخه علمي را كامل دانست كه بتوان از منظر تئوري و نظر ، به ميدان اقدام و عمل نيز رسيد و اي بسا كه ميتوان هر علم حتي بسيار پيچيده اي را هم ، در حد مقدور، عمومي كرد! تنزل فهمي يك مفهوم والا، ( نه تنزل ارزشي) باندازه درك عقول عامه ، نه تنها عيب نيست، كه خود هنريست باندازه كار رسول! پست ميگويم باندازه عقول عيب نبود اين بود كار رسول موضوع چيست؟!
تكنولوژي زيستي( بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك) دانش تقريبا نويني است كه اولين ره آوردهاي آن ، با بيم و اميدهائي در مجامع مختلف ، همراه بوده و ميباشد. البته اين وضعيت ( بيم و اميد، ترديد ، مقاومت و...) براي هر پديده نو و تازه اي ، در اكثر حوزه هاي معرفت بشري و بويژه معارف غير تجربي، وجود داشته است . اما در حوزه علوم تجربي ، شايد هيچ دانشي را، در برانگيختن اما و اگرها و در نهايت، مقاومت بر عليه خود ، نتوان باندازه دانش مهندسي ژنتيك ، پيدا كرد! يكي از مهمترين علت هاي اين امر( در برداشت اوليه و سطحي) را شايد در چالش مستقيم اين دانش با سازو كار نطام هستي و خلقت، جستجو كرد! بشر بصورت بي پروائي ، در اين رويكرد فكري خود ، در تلاش است تا همانند يك هنرمند نقاش ، آنچه را كه فكر ميكند ، ( بزعم خود ) نقص طبيعت است ، خالق باشد و باصطلاح پا در كفش خيلي بزرگتر از خود! كرده است . در واقع در اين رويكرد ، آدمي در پيوندي عجيب ، علم را (كه غالبا تشريح و توصيف و كشف هر آنچه كه در طبيعت بود) با هنر ( كه خلق هر آنچه كه در طبيعت نبود و يا « بود و شايد» نميتوانست ببيند) متصل كرده كه قطعا دوره اي را براي سازگاري بافتهاي اين پيوند ، بعنوان دوره نقاهت ، بايستي منظور داشت و بانتظار اين بود كه كالبد هنر ، اين بافت بظاهر نا همگون را ، در همجواري ، بلكه بعنوان يك بافت خودي، بپذيرد! آنچه كه تاكنون بود ، بر اساس قانوني بنام انتخاب طبيعي ( در يك پروسه بسيار پيچيده و در عين حال خيال برانگيز و عجيب ، در طول تاريخ تكامل نظام هستي) ، بود ؛ ولي آنچه اتفاق مي افتد و در واقع اتفاق افتاده است ، حكايت ديگري دارد كه ما شايد به بيان اجمالي از آن در لابلاي اين گزارش توصيفي ، اشاراتي بنمائيم. و در واقع موضوع اصلي اين قلم بر همين امر سامان يافته است.
*** موضوع اختصاصي اين مقاله: دستكاري ژنتيكي در برنج با توجه باينكه داعيه ما، اطلاع رساني به عموم مخاطبين، در خصوص موضوع مطروحه ميباشد، بنظر ميرسد كه اطلاعاتي مختصر از برنج و انواع واريته هاي موجود آن و مسائلي از اين دست ، در بادي امر ، ضروري باشد . برنج يكي از گياهان غلاتي و با ارزش غذائي است كه درمناطق مرطوب استوايي و مناطق تقريبا گرم و معتدل ، كه ميزان نزولات آسماني آن حدودا، ساليانه 1000 ميليمتر باشد ، بسهولت محصول داده و از تنوع ژنتيكي و توان سازگاري بالائي نيز، برخوردار است. اين گياه در ايران ، با توجه به ويژگيهاي آن مانند : اندازه ، طول دوره هاي رشد و...بصورت زير ، طبقه بندي شده است:
الف – گروه مربوط به برنج صدري ؛ كه از با كيفيت ترين ارقام محلي ميباشند ولي با حساسيت پذيري بسيار بالا در برابر آفات . از لحاظ عملكرد در واحد سطح ، نسبت به ارقام ديگر ، پايين و همچنين در مقابل كم آبي ، مقاومت ضعيفي دارند.
ب – گروه موسوم به چمپ ، در انواع زودرس و ديررس ، با سازگاري بيشتر در مقابل كم آبي و آفات و بيماريها ، در مقايسه با گروه صدري.
ج – برنجهاي مربوط به گروه گرده كه در هم در عملكرد و هم در شرايط كم آبي و مقاومت در برابر آفات ، در مقايسه با دو نوع ديگر ، در سطحي بالاتر ؛ اما بهمان ميزان در كيفيت و ارزش تجاري از سطحي پايينتر برخوردار ميباشند. با تلاش پژوهشگران اصلاح نباتات ، طي ساليان متمادي ارقام جديدتري از برنج ، تهيه گرديده كه هدف اصلي آنها ناظر بر كميت همراه با كيفيت و بخصوص مقاومت در برابر انواع آفات و بيماريها و...بوده است. در اين راستا واريته هاي مختلفي از برنج مانند : خزر ، سپيدرود و بينام و... تهيه ، معرفي و ترويج گرديده اند. كه در طبقه بندي گروههاي ديررس و زودرس قرار ميگيرند . بطور متوسط ، چيزي حدود پنج (5) تا (8/7) تن محصول در هر هكتار عملكرد داشته و به تناسب از ارزش غذائي نسبتا مناسبي هم برخوردار بوده اند .
با رشد علم و تكنولوژي ، كه نبايد و نميتوان هم متوقفش كرد، متخصصان و پژوهشگران علوم كشاورزي ، به قابليتهاي جديدي دست يافتند كه بر اساس آن پي در پي ، در پي تهيه و تدارك واريته هاي جديدي از محصولات كشاورزي ( و در اين بحث ، برنج ) بوده و هستند . اينبار از طريق بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك ، دست در كار تغييرات ژنتيكي گياه برنج ، گويا براي اولين بار و اولين محصول در ايران ( و شايد خاور ميانه ) زده و برنج تراريخته يا همان دستكاري شده ژنتيكي را تدارك ديده اند. اين اقدام از طريق محققان مركز تحقيقات بيوتكنولوژي وزارت جهاد كشاورزي صورت گرفته است. چگونگي عمل ، بطور خلاصه و همه فهم ، بدينصورت است كه؛ با استفاده از فناوري نانو ، موفق شدند ژن يك نوع از باكتري با عنوان Bt ( بي تي ) را به يك گونه از برنج ، بنام طارم مولا، انتقال داده كه اين ژن ، صفاتي مانند : مقاومت دهي برنج در برابر كرم ساقه خوار تا صد در صد – افزايش محصول برنج تا ده (10) الي بيست (20) درصد در مقايسه با واريته هاي معمولي و...را به محصول نهائي ميدهد. همچنين ادعا شده است كه بدليل عدم استفاده از سموم در توليد اين برنج ، هزينه توليد آن نيز به همين نسبت كاهش يافته و لذا اقتصادي تر خواهد بود. مركز بيوتكنولوژي ايران ، در مجموعه وزارت جهادكشاورزي ، در واقع از سال 1379 كار خود را شروع كرد كه طي اين 5 سال – بنا بر اظهارات مسئولين محترم آن – حركتهاي آن را ميتوان در سطحي بين المللي منظور كرد. از جمله مهمترين فعاليتهاي آن ، همين توليد برنج تراريخته ميباشد.
بنا به گفته مسولين مركزدر زمينه هاي ديگري هم فعاليتهائي داشته اند. توليد پنبه ترا ريخته و كشت انبوه بافت پسته و انتقال توليد آن به بخش خصوصي ، برگزاري كارگاههاي پيشرفته و دريافت بودجه از مجامع بين المللي در خصوص پزوهشهاي شوري و خشكي در اراضي مورد بهره برداري، گسترش تنوع ژنتيك گوسفندان و... از جمله آنهاست. اين رشته از علوم در جنبه هاي مختلف ، بويژه در بخش كشاورزي ، بصورت سلطه جويانه اي در حال گسترش است. آمار و ارقام منتشر شده موجود ، چيزي بين 50 تا 75 ميليون هكتار از اراضي جهان را در اختيار كشت انواع محصولات ترا ريخته عنوان ميدارند كه بيشترين آنها مربوط به كشورهائي مانند آمريكا ، كانادا ، چين ، آرژانتين و... ميباشد. اين فناوري ، عليرغم اينكه نگرانيهائي توليد كرده است ، دستاوردهاي مهمي هم در جهان داشته است و در واقع اميدهاي فراواني را در تضمين آتيه جهان نسبت به تامين انواع خوراكيهاي مورد نياز بشر ، آورده است.
گرچه نظريه مربوط به بدبينان اقتصادي كه با مالتوس و آن راي مخصوصش يعني تحديد وكنترل مواليد باوج خود رسيده بود ، در ديدگاه صاحبنظران اقتصادي منسوخ شده بود ، اما در ته دل تمامي انديشمندان آتيه بشري هميشه رسوبهائي از نگرانيهاي مختلف ، وجود داشت كه بالا خره روزي زمين جوابگوي جمعيت نخواهد بود و عملا با كنترل مواليد ، جداي از جنبه هاي انگيزشي ديگر اين اقدام ، در راستاي پذيرش ناخودآگاه آن گام زده ميشد كه پيري جمعيت بسياري از كشورها دليل آن ميباشد. اما فناوري جديد با تكنولوژي نانو، اميدهاي روشني را برافروخت. مهندسي ژنتيك در شرايط فعلي در دستكاري سلولهاي گياهي ، يد طولائي را پيدا كرده است بلكه اين دستكاري را تا دامنه سلولهاي انساني هم ، بصورت پيدا و پنهان ، گسترده است. اما اين توسني اسب ژنتيك را گرچه موافقتهاست ، بهمان اندازه مخالفتهائي است كه... توسني كردم ندانستم همي / كز كشيدن سخت تر گردد كمند! مخالفت ها و موافقت ها اين اقدامات از جهت علمي بسيار با ارزش بوده و جاي بسي تقدير و تشكر از كارشناسان ذيمدخل ، در اين امر ميباشد. با موضع گيرندگان در برابر اين تلاش ارزشمند، بايستي چند گونه ، مواجهه نمود.
عده اي ازآنها صرفا در جايگاه نقد ، نشسته اند كه بايستي با اين گروه ، با استقبالي كه شايسته يك اجتماع علمي است مواجه شد و در واقع پديد آورندگان يك اثر علمي يا يك ره آورد تكنولوژيكي ، بايستي اين فضاي ارزشمند نقد و انتقاد ، را يك فرصت بدانند تا يك هزينه! اين نقدها هم ميتواند متناسب با گستره موضوع ، در ابعاد مختلف اجتماعي ، اقتصادي و حتي اخلاقي و... جداي از جنبه هاي صرفا تكنيكي و تخصصي، گسترده وبه محافل مختلفي هم در سطوح وسيعتري از اجتماعات انساني ، كشانده شود. لذا بيمي از اين انتقادات نبايد داشت و در واقع ، تخطئه امر در اين حوزه ها به اصل موضوع و ارزش و اصالت جنبه هاي تكنيكي كار ، خدشه اي كه وارد نميكند بلكه باعث برجسته سازي موضوع ، انتشار آن در سطح وسيعتري از اجتماع ، با هزينه هاي كمتر ، خواهد شد و در واقع ارج و اهميت يك اثر ارزشمند ، هميشه در تعداد موافقت هاي با آن تبلور نمي يابد ، بلكه موضوع درست در اغلب اوقات ، بخصوص در جوامعي مثل جهان سوم! ، بر عكس ميباشد و اين ارزش در تعداد و ميزان مخالفتهائي كه با آن ميشود ، نمود پيدا ميكند. اگر كسي نبوديد ، و اگر كارتان ارزشي نداشت كه ، برخوردي با شما نبود!!!
از جهت ديگر متخصصين امر ، نبايد خداي ناكرده حتي بمرزهاي بسيار باريك نخوت تخصصي ، نزديك شده و اول ما خلق الله ديگر خلق الله را، تعطيل ما يشاء فرض كرده و خود را در هاله اي از برتري هاي مطلق علمي محصور دانسته كه .... البته عالمان راستين مشي معكوس اينرا داشته و دارند كه مدعي شده اند رسيد دانش آنها بجائي كه بدانند همي كه ...! عده اي هم در جايگاه مخالف قرار گرفته يا ميگيرند كه باز در اين طبقه هم بايد دسته بندي منطقي نمود. مخالف از آن جهت عزيز است كه همانند منتقد باعث پيشرفت و اصلاح ميشودو صد البته بعنوان انسان ، حقوقي دارد كه مخالفت، يكي از آن حقوق است .
اينكه مبناي مخالفت چيست ؟ بحث ديگري است كه بايد از كليت امر مخالفت ، تفكيك شود. چنانچه مخالفت مبنائي نداشته باشد ، يك گوش را در و ديگر گوش را بايد دروازه كرد، همين و بس و نه بيشتر! و از قضاء ، موافقت اينگونه را نيز چنين پاسخي و بلكه بدتر درخورد است ! در ايران ، مهمترين نقطه مخالفت ، بر عكس كشورهاي پيشرفته ( كه بيشتر گروههاي تشكل يافته مردمي هستند ) از يك جايگاه رسمي و قانوني ، بنام سازمان محيط زيست ، شروع شده است. يا حداقل اينكه صداي اين سازمان رساتر بگوش مردم ميرسد و اگر مخالفين ديگري هم داشته باشد ، بدلايلي صدايشان كمتر شنيده ميشود! عمده مخالفتهاي سازمان حفاظت محيط زيست كشور بر مبناي احتمالات است كه در تازه ترين اعلام رسمي خويش ، كشت برنج ژنتيكي طارم مولا را در مزارع استان گيلان ، بدليل احتمال خطر براي مصرف كنندگان و همچنين اثرات سوء احتمالي زيست محيطي ( معلوم نبودن اثرات زيست محيطي ) ، ممنوع اعلام كرد. البته سازمان حفاظت محيط زيست آنگونه كه از لحن سخنشان بر مي آيد با اصل تحقيقات مخالفتي نداشته و بلكه توسعه آنرا در شرائط قرنطينه اي و حفاطت شده ، با رعايت معيارهاي استاندارد و صرفا بمنظور معين شدن اثرات نهائي آن ، جايز ميداند .
درواقع با ترويج تجاري اين رقم در ايران مخالف ميباشد كه اين دغدغه آنها در جاي خود ارزشمند است. اين تواضعي هم كه بخرج ميدهند و يكسره و بطور قاطع در رد اين اقدامات علمي ، نظري نميدهند و احتمالات را مطرح ميكنند از همين زاويه قابل بررسي ميباشد. بنظر من وزارت جهاد كشاورزي ، اين دغدغه محيط زيست را نبايد بعنوان كارشكني در كار خود تلقي نمايد. همانطور كه وزارت جهاد كشاورزي تحقيقات مربوطه را حق و وظيفه خود ميداند، سازمان محيط زيست هم وظايفي را داراست ، از جمله همين ابراز نگراني و برخوردهاي البته قانوني نه صرفا مانع تراشي! سازمان حفاظت محيط زيست بدنبال تضمين سلامت مصرف كنندگان است كه امري لازم است ولي در كشور ما دقيقا معلوم نيست كه چه ارگاني وظيفه اينكار را داراست؟ اگر وزارت بهداشت و درمان وآموزش پزشكي ، مسئول اين كار است ، چرا همچنان در سكوتي مبهم فرو رفته است؟! و اصولا يكي از دلائل بالا گرفتن اين درگيريها، همين سكوت وزارت بهداشت است . اظهارات آنچناني بعضي از مسولين وزارت جهاد كشاورزي هم ، بر دامنه پيچيدگي اين مسئله افزوده است. بنظر ميرسد اين فناوري ارزشمند و بدرد بخور در كشور در جنبه هاي تكنيكي خود هيچ مسئله و مشكلي ندارد و توان اينكار در سطحي عالي موجود ميباشد ، اما مشكل در مديريت بر سامان بخشي و ساماندهي تشكيلاتي آن وجود دارد و في الواقع مشكل در مديريت مسئله است نه در تكنيك و فن!!! معاون وزير جهاد كشاورزي ميگويد براي توليد گياهان دستكاري شده ژنتيكي ، و بخصوص در مورد اخير ، برنج ترا ريخته ، نيازي به مجوز سازمان محيط زيست نيست. جهاد كشاورزي قصد دارد در سال آتي بذر برنج طارم مولا را براي توليد تجاري ، بين كشاورزان توزيع كند! رئيس موسسه بيوتكنولوژي جهاد كشاورزي هم ميگويد در هيچ كشوري ، بر خلاف آنچه ادعا ميشود ، سلامتي يك غذا بر عهده سازمان حفاظت محيط زيست نيست و اساسا اين سازمان اجازه ندارد در مورد زيانبار بودن چنين مواردي اظهار نظر كند... اگر بناست جهاد كشاورزي براي محصولي كه عرضه ميكند از كسي اجازه بگيرد ، پس تصميم گيرنده آن قانون است و نه يك سازمان دولتي !!! باز هم معاون محترم وزير جهاد كشاورزي در اظهار نظر ديگري گفته است كه وظيفه وزارت جهاد كشاورزي ، افزايش توليد محصول ، بهر قيمت ممكن است.
بخش تحقيقات كشور نميتواند بانتظار مشخص شدن نتايج تحقيقات ساير كشورها بنشيند... در برابر، نظرات ديگري مطرح ميشود. سازمان محيط زيست ، معتقد است كه هر گونه فعاليت پژوهشي روي ژن بذر ها بايد در چارچوب قوانين صورت پذيرد، لذا جلوي كشت برنج دستكاري شده در مزارع باز ( نه مزارع قرنطينه اي ) و ورود اين ژن به محيط زيست گرفته ميشود. آنها ميگويند كه ارزيابي ريسك و اثرات زيست محيطي اين پژوهشها بايد پيش از مرحله اجراء ، مورد توجه قرار گيرد. در جايگاههاي ديگري نيز مخالفتهائي هم صورت پذيرفته است كه از جمله آن ميتوان به متخصصين عضو كميته ايمني زيستي كشور ، اشاره كرد. يكي از همين اعضاء طي اظهارنظري ادعاي مديران جهاد كشاورزي را مبني بر ايمني برنج مورد بحث ، رد كرده و گفت: ... در هيچيك از كشورهاي دنيا ، برنج دستكاري شده ژنتيكي در حد تجاري ، كشت نشده است و تصور اينكه چون ژن Bt در محصولات ديگر خطر ساز نبوده ، پس در برنج هم خطري بدنبال نخواهد داشت، بهيج وجه توجيه علمي ندارد! ... محصولات كشاورزي دستكاري شده ميتوانند آلرژي زا ، سمي و حتي سرطان زا باشند و تنها انجام تستهاي ايمني يا ايمنولوژي است كه ميتواند بي خطر بودن آنرا براي انسان ثابت كند! يكي ديگر از كارشناسان عضو هيات علمي مركز پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران ( دكتر مظاهري ) معتقد است كه : سال 1996 مصرف نوعي ذرت دستكاري شده ژنتيكي ، موسوم به ذرت استارلينك در آمريكا مجاز اعلام شد ، اما بعد از چند ماه مشخص شد كه در مصرف كنندگان نوعي واكنشهاي آلرژيك و حساسيتهاي پوستي و حتي مواردي همچون تب و اسهال شايع شده كه بررسيهاي انجام شده براي كشف علل آن سرانجام منجر به اين شد كه دولت آمريكا رسما دستور توقف توليد و مصرف اين نوع ذرات را صادر كرد و با توجه باينكه اين علائم بسرعت اتفاق نمي افتد و حتي ممكن است چندين ماه و يا حتي سالها بطول بيانجامد ، نميتوان با قطعيت درباره ايمني محصولات ترا ريخته اظهار نظر كرد!
در خاتمه اين نكته قابل ذكر است كه تا حدودي اين بحث و جدلها موثر و باعث تنوير افكار عمومي در باره يكي از مهمترين مسائل حياتي بشر ، خواهد شد ولي چنانچه تمامي نظرات محترم شمرده نشود و از طرفي قدرت تحمل نظرات ديگر را از دست بدهيم و بجاي بهره گيري از نظرات طرفيني مترصد اين باشيم كه انگشت اتهام كارشكني و امثالهم را بسوي ديگران اشاره كنيم ، سودي كه نخواهد بخشيد ، بلكه سوء ظن جامعه را قطعا برانگيخته و در آنصورت هزينه هاي بسيار بيشتري را در ادامه راه بايد متحمل شويم. اينكه عده اي بخواهند اين مخالفتها را هدايت شده از سوي آنهائي كه نميخواهند ما داراي تكنولوژي پيشرفته باشيم ، بدانند و فرصت ابراز عقيده را بگيرند ، كاري ناصواب كرده و قطعا خود را از امكان نقد منطقي محروم خواهند كرد. عقب افتادگي در رشد علم و تكنولوژي ، دليل اين نميشود كه در مسير آن بصورت عجولانه اي وارد ميدان شويم . بلكه بايد بر اساس برنامه هاي هماهنگ شده در سطح ملي و با وفاق بين همه گروههاي رسمي و غير رسمي ، راهبردي را طراحي و دقيقا بر اساس آن راهبرد حركت نمائيم. از طرف ديگر ملاحظات زيست محيطي نبايد بقيمت توقف هر آنچه كه در راستاي كشف ناشناخته هاست ، تمام شود.لذا در ماجراي برنج ترا ريخته و دعواي دستگاههاي رسمي ، اين وظيفه دولت و مجلس ميباشد كه سر و ساماني به اوضاع تحقيقات و بخصوص تحقيقات اينچنيني يدهند تا پتانسيلهاي محققين سوخت مخالفتهاي نسبت بهم نشود و در اين ماجرا نه جهاد كشاورزي و نه محيط زيست و نه هيچ شخصيت علمي يا گروههاي اجتماعي طرفدار محيط زيست سالم ، مقصر نيستند بلكه اين دولت و مجلس هستند كه يك نظامنامه حقوقي و قانوني لازم را براي سامان بخشي امورات مربوطه، تمهيد و تدارك ننموده اند
./عزم بهمن 83 محمود زارع ساري - سوربن
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384
2-2- موانع داخلي براي دورگ گيري
عدم زنده ماني يا ضعف دورگ. وقتي باروري اتفاق افتاد، ناسازگاري گامتي تمام مي شود. در تلاقي هاي دور، غيرطبيعي بودنهاي بعد از باروري ممكن است باعث موانع داخلي براي دورگ گيري شود، مانند تشكيل هاپلوئيد (قبلاً در تلاقي هاي Hordeum vulgare ×H. bulbosum مشاهده شد و سقط جنين مربوطه). نتاج مي تواند توسط حذف جنين هاي دورگ هاي جوان و كشت آنها بطور مصنوعي از طريق روش هاي نجات جنين توليد شود.
در موارد ديگر، نتاج F1 از تلاقي هاي دور خيلي ضعيف تر از آن هستند كه براي به نژادگر قابل استفاده باشند. هادلي و اپنشاو (1980) عوامل ممكن براي چنين ضعفي را پيشنهاد كردند: (1) ناهماهنگي بين ژنومهاي گونه هاي والديني، (2) ناهماهنگي بين ژنوم يكي از گونه ها و سيتوپلاسم گونة دگر، يا (3) ناهماهنگي بين ژنوتيپ نطفة F1 و ژنوتيپ هاي آندوسپرم يا بافت مادري كه با توليد جنين F1 ارتباط دارند.
ناهماهنگي بين ژنومهاي والديني ممكن است پاية چند ژني داشته و تجزية آن مشكل باشد. ضعف دورگ ممكن است در ارتباط با زمان نامناسب فرآيندهاي مهم مانند تقسيم سلولي، سازمان سلولي، و تمايز باشد و ممكن است ناشي از پيامهاي ژنتيكي ضعيف از دو ژنوم والديني باشد.
چروكيدگي دانه يك مشكل مداوم در تريتيكاله (XTriticosecale Wittmack) و مقبوليت محصول را محدود كرده است. اسكومند، فوكس، و ويلارئال (1984) مشكل را مرور كردند و متذكر شدند كه عوامل در رابطه با تفاوتهاي در مقدار هتروكروماتين انتهايي پيدا شده بر روي كروموزم هاي گندم در مقايسه با كروموزوم هاي چاودار است. به طوري كه وقتي مقدار هتروكروماتين بكندي به حدود 50% كروموزومهاي چاودار كاهش يافته، حالت گوشتالودي دانه بهبود پيدا نمود.
لقاح مضاعف منجر به يك آندوسپرم تريپلوئيد شده مي تواند منجر به ناهماهنگي جدي بشود. دو ژنوم از والد ماده و يك ژنوم متفاوت از والد نر ممكن است توليد اثرات دز نامطلوب بنمايند. آندوسپرم مي تواند AAB يا ABB باشد. جائيكه ناهماهنگي بين ژنهاي يك گونه و سيتوپلاسم گونة ديگر اتفاق مي افتد، تلاقي هاي متقابل ممكن است از مشكل جلوگيري نمايد. تلاقي متقابل ممكن است احتمالاً در اثر بهبود بخشيدن تعادل كروموزومي در آندوسپرم، چروكيدگي بذر را نيز كاهش دهد.
شكست گلدهي در نتاج. عقيمي دورگ در اثر عوامل ژنتيكي ممكن است منجر به شكست نتاج تلاقي هاي دور براي توليد گل، شكست ميوز چه در بساك چه در تخمدان و يا هر دو، يا شكست كامل فرآيند ميوز شود.
عقيمي نتاج. عقيمي مي تواند پاية ژنتيكي داشته باشد، همانطوري كه قبلاً توضيح داده شد، و مي تواند كروموزومي بوده و از تفاوتهاي در تعداد كروموزوم والدين ناشي شود، از شكست جزئي يا كامل در جفت شدن كروموزومها، يا از تعدادي از وابسته هاي كروموزوم غير طبيعي ناشي شود. عقيمي ژنتيكي عموماً توليد گياه كاملاً عقيمي مي نمايد؛ عقيمي كروموزومي ممكن است تعدادي گلچه هاي بارور توليد نمايد كه مي تواند براي به نژادگر مفيد باشد.
عدم زنده ماني و ضعف F2 و تفكيكهاي بعدي، يا شكست دورگ. در بعضي از تلاقي هاي دور، نتاج F1 ممكن است توسعة طبيعي و باروري منطقي نشان بدهند، اما نتاج F2 كمتر رضايت بخش بوده و حتي عقيم باشند. دليل اين پديده كه توسط ميلر (1940) بيان شد عبارت از سيستم هاي تفكيك ژن مكمل بوده است. يك تلاقي بين دو والد با ژنوتيپ هاي AABB و aabb را فرض كنيد كه شرايط هموزيگوس AA يا aa به ترتيب مكمل BB يا bb باشد. فرض بعدي اين است كه AA يا aa به ترتيب مكمل bb يا BB نباشند. نتاج F1 با ژنوتيپ AaBb در حالت تعادل بوده و زنده خواهد بود، ولي ژنوتيپ هاي F2 مانند A_bb و aaB_ فساد و عقيمي نشان خواهد داد (استبينز، 1958).
زوال نسل F2 تلاقي هاي بين پنبه هاي آپلند آمريكايي زراعي (Gossypium hirsutum) و G. barbadense (به پنبه آيلند نگاه كنيد) اتفاق افتاد (استفان، 1950). انجام تلاقي آسان است، و نتاج F1 قوي هستند و داراي باروري عادي هستند. در نسل F2 افراد ضعيف ، عقيم، يا از نظر زراعي غير رضايت بخش هستند.
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384
2-1- موانع خارجي براي دورگ گيري
حساسيت به فتوپريود مي تواند به جداسازي فضايي و جريان آزاد ژن ها منجر شود. تحت يك دماي نسبتاً ثابت، روزها تا گلدهي مي تواند توسط تغيير در طول روز يا شب دستورزي شود (شكل 17-2).
جنس سويا (Glycine) شامل گونه هاي به شدت پراكنده اي است. عكس العمل سويا به فتوپريود يك عامل اصلي در توسعة تعداد زيادي از ارقام محلي بود. سوياهاي معرفي شده به عرض هاي جغرافيايي مشابه با عرضهاي جغرافيايي كه از آنجا جمع آوري شده اند، به خاطر پاسخ فتوپريودي آنها سازگار بوده است. سازگاري بيان شده به فتوپريود منجر به اين شد كه سويا در آمريكاي شمالي به دوازده گروه بلوغ كه با اعداد يوناني نشان داده مي شوند، طبقه بندي شود. گروه 00 زودرس ترين گروه، 0 زودرس ترين گروه بعدي، و گروهها به طرف جنوب ادامه يافته، با ارقام گروه VIII سازگار به قسمت هاي جنوبي ايالات متحده، و در انتها گروههايي كه به روزهاي كوتاه نواحي گرمسيري در هر دو طرف استوا سازگاري دارند مي باشد.
شجرة گروه بندي بلوغ مي تواند يك مكانيسم جدا سازي ارائه دهد، ولي يكي كه مي تواند بر اجازة جريان آزاد ژن ها غلبه نمايد.
جدا سازي اكولوژيكي. اغلب گياهان زراعي، به ويژه غلات، داراي انواع بهاره و زمستانه هستند كه به آساني مي توانند با همديگر دورگ گيري شوند ولي در آنها دورگ گيري محدود است و عموماً به خاطر مشكلات در انطباق گرده افشاني در گلخانه انجام مي گيرد. انواع بهاره و زمستانه در غلات به گونة مربوطة مشابه اي تعلق دارند، و اگرچه آنها ممكن است در يك ناحيه در كنار همديگر كشت شوند، از نظر اكولوژيكي از يكديگر جدا هستند.
براي غلات زمستانه براي رسيدن به نمو رويشي، به تيمار سرما نياز است. داشتن گلهاي گندم بهاره و زمستانه در يك زمان مشابه اگر براي تامين نياز سرمايي كاشت غلات زمستانه در نوامبر و كاشت غلات بهاره در ژانويه يا فوريه در مكان مشابه صورت گيرد امكان پذير است.اين تحقيق در ايستگاه مكزيك مركزي در تالوكا (ارزشيابي 2640 متر يا 8580 فوت) به خوبي انجام گرفت. يك راه جايگزين اعمال تيمار سرماي گياهچه هاي زمستانه در گلدانها به مدت شش الي هفت هفته در سردخانه هاي 3 الي C°4 (F°40) تحت فتوپريود هشت ـ تا ده ـ ساعت است. در نواحي روز كوتاه، گياهچه هاي تيمار شده همانطور كه در شكل 17-2 نشان داده شد، براي افزايش طول روز به شش ساعت اضافه تر، مي توانند به بيرون از سردخانه تحت نور مصنوعي منتقل شوند (سيميت، 1980).
A. موانع بيروني
B. موانع دروني
شكل 17-1- طبقه بندي مكانيزم هاي مختلف جدا سازي كه بين گونه ها موانع ايجاد مي كند در اين شكل نشلن داده شده كه از استبينز (1950 ص. 196) مورد پذيرش قرار گرفته و بر ميناي پيشنهادات هادلي و اپنساو (1980) تغيير داده شده است.
از نقطه نظر ارزشيابي اندامي در سنين مختلف، مكانيزم هاي جدا سازي توليد مثلي گياهان را به سمت گروه بندي به نام هاي ارقام محلي، گونه ها، جنس ها، راسته ها، و طبقات بالاتر هدايت كرده است. چنين طبقه بندي به اين خاطر توليد شده بود كه گروه هاي افراد با همديگر بيشتر از اعضاء ساير گروه ها مشابهت داشتند. ناتواني در دورگ گيري دو گياه ممكن است مبناي گونه بندي قرار گرفته باشد. موانع جدا سازي توليد مثلي به نگهداري تماميت گونه ها با محدود كردن جريان ژن از يكي به ديگري كمك كرده است.
از نگاه اصلاح نباتات، اين مكانيزم هاي جدا سازي توليد مثلي جريان آزاد ژن ها و كاربرد گستردة ژرم پلاسم را محدود مي كند. بهنژادگران ارزش كمي براي تماميت گونه ها قائل هستند و ذاتاً در صدد شكستن موقتي اين موانع ، انجام تلاقي ها، و وسيع كردن خزانة ژني مفيد براي مواجه شدن با نيازهاي هميشه توسعه يابندة بشر هستند. آگاهي و درك موانع براي دورگ گيري بين گونه اي و بين جنسي براي افزايش شانس موفقيت ضروري است. بعضي از موانع، مانند جدا سازي فضايي، به آساني قابل غلبه كردن هستند، اما ممكن است به صورت موانع تكي نباشند. اگر جداسازي فضايي به صورت مانع تنها باشد، آنچه قبلاً به عنوان يك گونة بيولوژيكي در نظر گرفته مي شد با دقت بيشتر ممكن است به عنوان يك زيرگونه، اكوتيپ، يا نژاد توصيف شود.
به دنبال دورگ گيري، براي غربال كردن جهت رفتارهاي زمستانه يا بهاره و براي صفات زراعي، بذرها ممكن است در مكانهايي كشت شوند. اگر كشت پائيزه در شرايط سخت زمستان انجام گيرد، آنهايي كه فاقد ژنهاي تحمل به زمستان هستند دچار مرگ زمستانه مي شوند. اگر كشت بهاره انجام گيرد، ژنوتيپ هاي زمستانه اي كه به تيمار سرما نياز دارند نمي توانند اندام هاي توليد مثلي توليد نمايند.
براي مثال، يك آلل نيمه غالب براي تحمل به كوتولگي زرد جو (Rhopalosiphum padi)، Yd2، از جو بهاره به جو زمستانه انتقال داده شد (بوئرنه و پولمن، 1987). دورگ هاي بين گندم هاي بهاره و زمستانه سطوح معني داري از هتروزيس را در آزمايشات عملكرد F1 توليد كردند (گرانت و مك كنزي، 1970). كرونستاد و همكاران (1975) برآورد كردند كه تلاقي هاي بين گندمهاي زمستانه * بهاره ذخيره جديدي از ژرم پلاسم را ايجاد كرد. پينتوس (1967) نشان داد كه گندم زمستانه بايد قادر به داشتن سهم در افزايش عملكرد نتاج تلاقي هاي خود با گندم زمستانه باشد.
جدا سازي مكانيكي. اين اعتقاد وجود دارد كه ذرت دندان اسبي غرب مياني ايالات متحده از دورگ گيري دو رقم محلي، سخت شمالي و دندان اسبي جنوبي، در قرن نوزدهم سرچشمه گرفته اند. اين عقيده توسط الكتروفورز ايزوزايم تاييد شد (دوئبلي و همكاران، 1988). دليل اينكه چرا تلاقي هاي عمدي اين دو نوع متقابل قبلاً انجام نشده است ممكن است به جدا سازي مكانيكي مربوط شود. ارقام سخت شمالي سخت و شيشه اي هستند و به انرژي قابل توجهي براي آرد شدن نياز دارند. ارقام دندان اسبي جنوبي بسيار نرم تر و آسان تر براي آرد شدن و يا جويدن بعد از مقدار كمي فرآيند هستند. ارقام سخت شمالي به خاطر زودرس بودن به مناطق با فصل كوتاه آمريكاي شمالي سازگاري دارند اما به مناطق رشد ذرت نرم نيز مقاوم هستند. مقاومت بر عليه اين ژنوتيپ يك مانع مكانيكي شده است، و تلاقي بين دو در آن زمان به طور كاملاً تصادفي انجام گرفت. فقط بعد از اينكه برتري نتاج حاصل از اين تلاقي ها تشخيص داده شد تلاقي هاي گسترده اي در آن انجام شد
شكل 17-2- موانع جداسازي تفاوت هاي در زمان گلدهي ناشي شده از يك پاسخ به فتوپريود، براي تسهيل در توليد دورگ مي تواند به آساني از ميان برداشته شود. گياهان ذرت در سمت چپ در عكس A به مرحلة گرده افشاني رسيده و از آن گذشته است، در حاليكه ذرت سمت راست هنوز در حال رشد رويشي قرار دارد.
ذرت يك گياه روز كوتاه است و اگر لاين هاي حساس به روز كوتاهي از نواحي استوايي در عرض هاي جغرافيايي بالا توليد شوند، ممكن است توسعة توليد مثلي تا اواخر فصل كاشت بوجود نيايد. با قرار دادن نور مصنوعي در بالاي گياه (عكس B و C)، طول روز مي تواند براي غلبه بر موانع جداسازي تغيير يابد و اجازة دورگ گيري را بدهد.
گياهان به تاريكي يا دورة شب پاسخ مي دهند. با قطع دوره تاريكي، يك دورة طولاني شب تبديل به يك دورة كوتاه شب مي شود. با افزايش طول روز، بستگي به گياه و محل، يك طول شب كوتاه مي تواند به دست بيايد. اين روش ها شروع گلدهي را هم مي توانند جلو بياندازند و هم مي توانند آن را به تاخير بياندازند.
گونه هايي كه به طول روز بلند پاسخ مي دهند (يا به شب هاي كوتاه) مي توانند توسط يك ساعت قطع تاريكي توسط نور در وسط شب تحريك به گلدهي شوند. در گياهاني كه نياز به روزهاي كوتاه (يا شب هاي بلند) دارند، گلدهي مي تواند به تاخير بيفتد. نور دادن به گياه در غروب به مدت چهار ساعت، اثر طول بلند را در آب و هواي گرم حفظ خواهد نمود. در مورد آخر، حدود شش تا دوازده هفته قبل از اينكه گل ها ايجاد شوند، بستگي به گونة مورد كاشت، نور خاموش مي شود.
شكل ديگري از جدا سازي مكانيكي توسط استبينز (1958) در گونه هايي كه گلهايشان به گرده افشاني توسط حشرات سازگار شده بودند مشاهده گرديد. تعدادي از گونه هاي گياهي فقط توسط يك گونه از حشرات مورد بازديد قرار مي گيرد. در چنين مواردي، دو گونة گياهي سازگار با حاملهاي حشره اي اختصاصي در طبيعت دورگ گيري نخواهند شد زيرا هيچ حشره اي از گلهاي هر دو گونه بازديد نمي كند. زنبور عسل ذاتاً گلهاي تعداد زيادي از گونه ها را بازديد مي كند ولي ممكن است در طي يك پرواز بر روي گياهان علوفه اي قادر به بازديد گلهاي بيش از يك گونه نباشد. تفاوت اين نوع ممكن است منجر به اين نتيجه گيري شود كه دو گونه از نظر جنسي ناسازگار هستند.
ناسازگاري گامتي. استبينز (1950) ناسازگاري گامتي را به صورت جلوگيري از باروري ارجاع داده است. ناسازگاري گامتي عدم قابليت دانة گرده براي جوانه زدن در خامة مادگي يا براي تشكيل يك نطفة زنده با هستة تخمزاي يك گونة ديگر است (سولبريگ، 1970). موانع دورگ گيري اي كه خارج از كنترل بشر هستند به عنوان موانع "مطلق" در نظر گرفته شدند و شامل ناسازگاري گامتي و شكست دورگ مي باشد.
ناسازگاري گامتي مشابه با خودناسازگاري اسپوروفيتي است، كه در فصل قبل تشريح شد، و ممكن است با شكست دانة گرده در جوانه زني بر روي كلاله؛ شكست لولة گرده براي رشد در طول خامه به طرف پائين؛ يا شكست گامت نر در الحاق با تخمزا، حتي اگر لولة گرده به تخمدان رسيده باشد، مربوط بشود. ناسازگاري گامتي تحت كنترل يك سيستم چند آللي پيچيدة ژنهاي ـ S قرار دارد كه از اتحاد گامتي (Syngamy) گامتهاي حامل آللهاي ـ S مشابه جلوگيري مي كند.
ناسازگاري اسپوروفيتي با ناسازگاري گامتي از اين جهت فرق دارد كه واكنش ناسازگاري توسط گياه توليد كنندة گرده به دانة گرده نسبت داده مي شود.
آللهاي ـ S ممكن است داراي دو عمل باشند: (1) جلوگيري از خود باروري و (2) جلوگيري از دگر باروري. اين امكانات بر اساس اين حقيقت استوار است كه يك تلاقي بين يك گياه خود سازگار و يك گياه خودناسازگار اغلب باعث باروري مي گردد، در حاليكه تلاقي معكوس باعث باروري نمي شود (هادلي و اپنشاو، 1980).
مدرك ديگر (عبدالله و هرمسن، 1972؛ هاجنبوم، 1972) پيشنهاد كرد كه خودناسازگاري و ناسازگاري بين گونه اي دو پديدة دور از هم هستند. استبينس (1958) پيشنهاد كرد كه ناسازگاري گامتي بندرت عامل اولية جدا سازي توليد مثلي بين گونه هاي به شدت خويشاوند مي باشد.
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384
2- مكانيسم هاي جدا سازي در دورگ گيري
۱- موانع خارجي براي دورگ گيري
۲- موانع داخلی براي دورگ گيري
شنبه بیست و هشتم خرداد 1384
1- دورگ گيري بيـن گونـه اي و بيـن جنسـي
محدوديت تنوع ژنتيكي در يك گونة زراعي ممكن است مقدار بهبود ژنتيكي كه مي تواند از طريق اصلاح نباتات حاصل شود را محدود سازد. به نژادگران از نظر خصوصيت منابع تنوعي را كه به اسان ترين وجه قابل دسترسي هستند، يعني، آنهايي كه مي توانند در حداقل زمان الحاق يابند، معمولاً ارقام سازگار را بهبود مي بخشند. گياهاني كه از گونه هاي زيستي مشابه هستند معمولاً به آساني براي توليد نتاج بارور تلاقي مي يابند و براي نوتركيبي ژنتيكي حداقل مانع ايجاد و يا هيچ مانعي را ايجاد نمي نمايند.
معرفي گياهان براي آماده سازي به نژادگران با منابع ارزشمند ژرم پلاسم كه براي توليد ارقام مفيد هستند و به بهبود عمليات كشت پاسخ مي دهند، كه داراي كيفيت غذا، تغذيه، يا الياف قابل قبول بوده، و مقاوم به آفات و تنش هستند خدمت كرده است (شاندس و ويسنر، 1991).
دورگ گيري ارقام سازگار با گونه هاي غريبه اغلب وقتي مورد توجه بوده است كه تنوع بين ارقام سازگار يا ارقام محلي از بين رفته باشد. گاهي يك مشكل خاص مي تواند با دريافت ژنهاي خاص از تلاقي هاي دور، كه شامل ارائه از گونه ها و يا جنس هاي مختلف مي باشد، حل شود. انجام تلاقي هاي دور ممكن است مشكل باشد و حتي اگر انجام شود، ممكن است توليد نتاجي نمايد كه عقيم يا غير زنده باشند. به نژادگراني كه تلاقي هاي دور انجام مي دهند بايد دلايل معتبري براي انجام تلاشهاي اضافي مورد نياز داشته باشند.
براي دورگ گيري بين گونه اي و بين جنسي تعداد كروموزوم گياهان اطلاعات مفيدي براي به نژادگران محسوب مي شود (كاودرون، 1986). تعداد متفاوت كروموزوم در والدين يا سطوح متفاوت پلوئيدي ممكن است نشان دهد كه ناسازگاري تلاقي و عدم زنده ماني هيبريد و عقيمي مي تواند از جمله مشكلات به حساب آيند. دو برابر كردن تعداد كروموزوم يك يا هر دو والد و/يا دورگ هاي F1 ممكن است از راههاي غلبه بر مشكل باشند. تعداد كروموزوم n2 تقريباً 400 گونة گياهي، به همراه اسم عمومي و منبع آنها، توسط آرمسترانگ (1987) فهرست شده است.
به عنوان راهنما براي الحاق ژرم پلاسم دور، بولي و تيلور (1987) فهرست جامعي از بيش از 660 گونة گياهي را جمع آوري كردند كه به طور موفقيت آميزي با همتاهاي زراعي خود مي توانند ژرم پلاسم مبادله نمايند. انتقال ژرم پلاسم در صورتي كه گياهان F2 يا تلاقي برگشتي توليد شود يا اگر نتاج را بتوان از طريق توليد مثل آپوميكسي نگهداري كرد، موفقيت آميز ارزيابي مي شود. گونه هايي كه يكي از والدين يا F1 بايد به طور مصنوعي دو برابر شود تا نتاج F1 يا تلاقي برگشتي را بدست آورد مشخص شده اند. فهرست، مطابق با مأخذ، تا جولاي 1982 بايد كامل مي شد. استاكر (1980) انتقال موفقيت آميز ژنهاي مفيد را از گونه هاي دور به گياهان زراعي خويشاوند مرور كرد.
پشتكار در برخورد با چالش تلاقي هاي دور تحسين برانگيز بود. تلاقي هاي دور براي انتقال صفات با وراثت كيفي مانند مقاومت به بيماري يا آفت در گندم (نات و دوراك، 1976؛ كاودرون، 1979) و آفتابگردان (لافرير، 1986) بسيار موفقيت آميز بوده است. در سطح بين المللي تقريباً 30 رقم گندم حامل ژنهاي مقاومت به بيماري از منبع غريبه هستند (متلين، بلاتنر، و اسكلجل، 1974؛ برژنف، 1978؛ شارما و گيل، 1983؛ زيلر، 1974).
صفات با وراثت كمّي عموماً از نظر وراثت بسيار پيچيده تر هستند و دستورزي آنها در برنامه هاي اصلاحي بسيار مشكلتر است. گونه هاي آگروپايرون (Elytrigia) و تريتيكوم (Aegilops) با گندم قابل تلاقي هستند، و در بسياري از موارد مواد به سمت شرايط لاين هاي اضافي (addition lines) پيشرفت داده شدند كه براي غربال كردن در دسترس هستند (فداك، 1985). انتخاب از اين تلاقي ها اميد به داشتن سطوح پيشرفته تحمل به خشكي، سرما، و شوري را زياد كرده است. بعلاوه، برگهاي پرچم به شكل هاي اوليه مي تواند ميزان فتوسنتز و محتوي پروتئين بيشتري نسبت به برگهاي پرچم گندمهاي هگزاپلوئيد زراعي توليد نمايد (ايوانز و دانستون، 1970؛ خان و تسونودا، 1970). در بيشتر موارد، اين صفات محصول مسيرهاي متابوليكي پيچيده با وراثت كمّي هستند و انتقال آنها به گندم نان مشكل است. با وجود تلاش هاي بسيار طاقت فرسا و صرف زمان طولاني، موفقيت براي استخراج اين صفات از گونه هاي غريبه در حداقل قرار داشته است (فداك، 1985). فرآيند نياز به روش هاي غربال كردن كافي دارد. انتخاب دوره اي به عنوان يك وسيلة ممكن براي انتقال صفات خاص پيشنهاد شده است.
عليرغم موانع و سدّ هاي موجود بر سر راه تلاقي هاي دور، تعداد بسيار زيادي از مآخذ برآورد كردند كه نگاه به نژادگران به آن مطلوب مي باشد. تلاقي هاي دور به دلايل زير انجام مي شود:
· براي بهبود بخشيدن يك گونه توسط انتقال صفات خاص، مانند مقاومت به بيماري، آفت، و تنش.
· براي بدست آوردن بيانهاي جديدي از صفت، احتمالاً از طريق عمل ژنهاي مكملي كه مي توانند انواعي برتر از دامنة هر والد براي صفات كمّي مانند عملكرد، رسيدگي، و مقامت به سرماي زمستان توليد نمايند.
· براي توليد گونه هاي آلوپلوئيد جديد.
· براي احساس رضايت از كنجكاوي بشر راجع به خصوصيات توليدي وقتي كه تلاقي هاي دور ايجاد مي شود.
· براي تحقيق در روابط بين گونه ها براي مطالعات فيلوژنتيكي كه تلاقي هاي دور توسط يك مطالعة ميوزي دورگ ها براي ايجاد روابط كروموزومي بين والدين دنبال مي شوند.
· براي افزايش تنوع ژنتيكي به عنوان محافظي در مقابل مخاطرات زيستي و محيطي پيش بيني نشده.
· به عنوان منبع آللهاي مطلوب براي عملكرد براي افزايش واريانس ژنتيكي و براي تقويت هتروزيس.
براي درك موانع مقابل تلاقي هاي دور، يك موقعيت فرضي در سلسلة حيوانات مورد بررسي قرار مي گيرد. فرض كنيد كه تمام سگ ها به استثناء تعدادي از سگ هاي بسيار كوچك و تعدادي از سگ هاي بسيار بزرگ در اثر يك اپيدمي گسترده جهاني مرده باشند. دو گروه بايد از يكديگر جدا شوند، و بنابر دلايل مختلف، موانع فيزيكي و جغرافيايي از تلاقي بين اين دو نوع جلوگيري مي كنند. تاكسونوميست ها به طور دلخواه آنها را در دو گونة جداگانه طبق بندي مي نمايند. تلقيح مصنوعي مي تواند تلاقي را تسهيل نمايد، و طبقه بندي دلخواه تغيير داده خواهد شد. تلاقي بين جنسي حقيقي مشابه تلاقي بين يك سگ و يك گربه است.
تلاقي هاي بين گونه اي و بين جنسي تاكنون در گياهان زينتي بيشترين اهميت را داشتند. گل صدتوماني، سوسن، اركيده، گل اختر، گل كوكب، زنبق، رز، گل خشخاش، و بنفشه توسط امسولر و همكاران (1937) براي توليد از طريق تلاقي هاي دور پيشنهاد شده بودند.
مطلب مهم ديگر، گياهان درختي مانند سيب، آلو، گيلاس، فندق، انگور، و انواع ديگر موانع از تلاقي هاي دور نتيجه شده اند. گياهاني مانند گندم، توتون، يولاف، پنبه، و نيشكر، كه تلاش هاي جديد براي توليد تلاقي دور موفقيت خاصي نداشته است، آلوپلي پلوئيدهايي هستند كه از نظر منشاء از طريق دورگ هاي بين گونه هاي مختلف حاصل شده بودند.
بين سبزيجات، فقط سيب زميني و سيب زميني شيرين از دورگ گيري بين گونه اي بهره مند شدند، در حاليكه سبزيجات معمول، مانند گوجه فرنگي، لوبيا، چغندر، هويج، مارچوبه، كرفس، و كاهو، هر كدام از يك گونة ديپلوئيد حاصل شده اند، و تلاقي بين گونه اي در آنها مهم نبوده است.
استبينز (1950، ص. 292) دو دليل پيشنهاد نمود كه مي تواند براي دامنه اي از اهميت تلاقي هاي دور بين گياهان زينتي، درختان، گياهن زراعي و سبزيجات صادق باشد: تلاقي هاي دور ممكن است براي گونه هايي كه از طريق رويشي تكثير مي شوند نسبت به آنهايي كه توسط بذر توليد مي شوند ارزشمندتر باشد؛ و وقتي كه جنبه هاي كيفيت از مقدار كل عملكرد اهميت بيشتري داشته باشند تلاقي هاي دور از ارزش كمتري برخوردار هستند.

مارتین چلفی و راجر تسی ین، دو پژوهشگر آمریکایی، جایزه نوبل شیمی امسال را با اوسامو شیمومورای ژاپنی شریک شده اند.